الشيخ رسول جعفريان

292

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

در نقل ديگرى آمده است كه هشام او را با تعبير « المفتون به اهل العراق » « 1 » معرفى كرده ؛ يعنى كسى كه اهل عراق شيفته او هستند . با اين همه تمجيد و تعظيم علما از آن حضرت ، اين سخن كه « ليس يروى عن الباقر من يحتجّ به » ؛ « 2 » از روى كمال بىخردى است . انگيزهء اين اظهار نظرهاى ناروا در مورد امام باقر عليه السّلام ، تنگ نظرى بسيارى از محدثين غير شيعى است كه هرگاه كسى كمترين توجهى به اهل بيت و علوم آنها داشته باشد ، شيعه باشد يا نباشد ، از نظر آنها حجيت و صلاحيت علمى خود را از دست مىدهد ! روشن نيست محدثان اهل سنت كه در كتب روايى خود ، آن همه روايت از امام باقر عليه السّلام نقل كرده‌اند ، چگونه از نظرگاه تنگ ابن سعد جزو كسانى هستند كه به آنان احتجاج نمىشود . همانطور كه اشاره شد ، سفيان ثورى ، اوزاعى ، ابو حنيفه و برخى ديگر كه ابن حجر در تهذيب التهذيب نامشان را آورده ، در آن شمارند . امام درگير اختلافات فقهى بين فرق اسلامى سالهاى ( 114 - 94 ) زمان پيدايش مشربهاى فقهى و اوج‌گيرى نقل حديث دربارهء تفسير مىباشد . از علماى اهل سنت كسانى مانند ابن شهاب زهرى ، مكحول ، قتاده ، هشام بن عروه و . . . در زمينهء نقل حديث و ارائهء فتوا فعاليت مىكردند . وابستگى عالمانى مانند زهرى ، ابراهيم نخعى ، ابو الزناد ، رجاء بن حياة كه همگى كم و بيش به دستگاه حاكميت اموى وابستگى داشتند ، ضرورت احياى سنت واقعى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به دور از شائبه‌هاى تحريف عمدى خلفا و علماى وابسته به آنان مطرح مىكرد . امام باقر عليه السّلام ضمن نامه‌اى به سعد الخير از علماى سوء شكايت فراوان كرده و مىفرمايد : فاعرف أشباه الأحبار و الرّهبان الذين ساروا بكتمان الكتاب و تحريفه فما ربحت تجارتهم و ما كانوا مهتدين . ثم اعرف أشباههم من هذه الأمّة الذين أقاموا حروف الكتاب و

--> ( 1 ) . نور الابصار ، ص 143 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 4 ، ص 405 ؛ مختصر تاريخ دمشق ، ج 23 ، ص 79 ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 5 ، ص 324 . راويان وى افراد قابل قبولى نيستند .